پريساپريسا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره
پدرامپدرام، تا این لحظه: 7 سال و 5 روز سن داره

پريسا و پدرام سلیمانی

باز اومدیم بعد از یه مدت نسبتا طولانی

...

امروز روز دوم ماه رمضانه و من فردا مهمون دارم . الان پريسا و باباش خوابن(ساعت 4:41) . اين چند روزي كه مطلبي ننوشتم چون رم ريدرم خرابه و نميتونم عكسي از پريسا بزارم و منم دوست دارم هميشه عكس بزارم. البته اين چند روز سرمم شلوغ بود دو روز قبل از ماه رمضان، مادر شوهرم همسايه هاشو و دختراشونو دعوت كرده بود (مهموني دوره شون)و آش درست كرده بود منم رفته بودم كمكشون . همسايه هاي با حالي دارن خيلي شوخ و بامزه ان.  دختراشونم همه ازدواج كردن و بچه دارن و پريسا حسابي با هاشون بازي كرد و اون روز خيلي بهش خوش گذشت . ادامه مطلب   وز بعد هم خونه مامانم بوديم كه سعيده هم بود تا شب اونجا بوديم. مامان جون مي گفت پريسا رو بزارين بمونه ولي دل...
20 تير 1392

شيرين زبونيهاي اين روزا

پريسا يه مدتيه جمله ميگه گاهي اينقدر جمله هاش بامزه است مثلا ميگه: آيدا نشست به پشتي        يعني آيدا به پشتي تكيه داده و نشسته مامان ببين كي در ميزنه مامان صبانه ، هندونه، نون پنير مخام شكلات بده بچه بخوره، لبات( منظوش چايي نباته) بده بچه بخوره شكلات بده پريسا بخوره سوره توحيد رو اگه بخونم كلمه آخر هر آيه شو ميگه. صلواتشم اينه: الـــــــــــــــــــاهم ممد وآل ممد مامان فيتيله بزار در چند جمله كوتاه منظورشو مي رسونه .ديگه اگه يادم اومد ميام مي نويسم   ...
20 تير 1392

ماه رمضان

مسافر پرواز رمضان، پروازت بي خطر، توشه ات فراوان باد و سهم سوغات من دعاي سحرگاهت            التماس دعا ...
19 تير 1392

نقاشي هايي كه واقعي شدن

در آلمان استوديويي هست كه والدين نقاشي هاي بچه هاشونو براشون مي فرستن و اونها با جزييات دقيق اون نقاشي ها رو با پارچه و نخ و سوزن و كرك به عروسك تبديل مي كنند. خوش به حال اين بچه ها بقيه عكسها ادامه مطلب                         منبع:وب سايت تخصصي كودكان ...
13 تير 1392

وروجك

پريسا از همه چيز مي خواد بالا بره نميدونم همه تو اين سن اينجورين يا اين دختر خيلي بازيگوشه؟ از روي مبل ميره رو تاجش از اونجا لب پنجره، از روي مبل ميره روي سنگ اپن آشپزخونه از اونجا روي ميز آشپزخونه از اونجا روي صندلي بعد مياد پايين و برعكسشو هم همينجور، وقتي نشستم ميره روي شونه هام از اونجا ميخواد بره روي سرم باور كردني نيست فكر كنم در آينده صخره نورد بشه نمونه اش عكس در ادامه مطلب   وروجك مامان         صندليشو گذاشته روي ميز روش نشسته تازه هيچي بهش نگم روش وايميسته تو رو خدا نگاه كنيد ...
11 تير 1392

دو روز غيبت پريسا و رهايي از پوشك

روز جمعه بعد از ظهر رفتيم خونه مامان جون. شب، پريسا ساعتاي 9.5 خوابش برد آخه خيلي خسته شده بود چون ظهر هم نخوابيده بود، وقتي مي خواستيم برگرديم خونه مون، مامان جون گفت: بزاريد اينجا بمونه، اولش دلم نميومد كه بزارمش بعد ديدم ممكنه بيدار شه و بد خواب شه گذاشتم همونجا بمونه از طرفي هم گفتم يك روز به خودم استراحت بدم آخه تويه مقاله نوشته بود مادر دو روز از هفته بايد بچش رو پيش كس ديگه بزاره و از استرس دور باشه ... بقيه داستان در ادامه مطلب فرداي اون روز زنگ زدم مامان جون، گفتم دخترمو ميارين يا خودمون بيايم بياريمش . مامان جون گفت حالا فعلا بزارين باشه بعد از ظهر مياريمش. بعد از ظهر گذشت و شب شد و خبري نشد اين بار زنگ زدم گفتم م...
9 تير 1392

هنرهاي بافتني مامان واسه دختر گلش

در اين پست ميخوام هنرهايي كه تو اين سالهاي بعد از تولد پريسا از خودم در وكردم رو بزارم تا پريسا بدونه  مامانش، كه تو اين 27 سال از عمرش( به غير از دوران راهنمايي كه مجبور بود يه شال و كلاه ببافه ) به كاموا وميل دست نزده بود (در واقع فقط درس ميخونده و هيچ هنري نداشته) حالا به عشق دخترش چه كارايي كه نميكنه (يا به قول عادل فردوسي پور :چه ميكنههههههه) . البته خوب به دليل اينكه استفاده شدن يكم كهنه به نظر مي رسه ولي خوب عكساشونو ادامه مطلب ميزارم.                                &nb...
9 تير 1392